خرید بک لینک
سلام دوستان باز هم یه روز دیگه ،یه روزی که تقریبا به بطالت گذشت مریم سرماخورده براش شلغم خریدم... دیشبم رفتم مراسم خیلی خوب بود حال وهوای معنوی مسجد ،ماکت خرابه شام که خودمون ساختیمش،سر مزار شهدای گمنام وزمین خیس وبارونی همه چیز فوق العاده بود.واقعا مداحشم مداح بود.... امروزم بعد کلاس رفتم دوتا از کتابامو گرفتم مامانم زنگ زده میگه خونه مامانجونم دزد رفته وگردنبند طلا خالم که اونجا بود ومقداری پول گم شده ،انشالله هرکی دزدیده رسوا شه اخه ادم اینقدر پست که بره دزدی پیرزنه بکنه همه کربلایی شدن مهدی که میخواد بره پیاده روی کربلا خالمم که دنبال جور کردن مدارکشه که هوایی بره،به مامانم گفتم من فعلا نمیخوام برم اخه با اقا یه قول وقراری دارم برگشته باخنده میگه شوهر از امام میخوای هیچی دیگه رسمامادرم منو یه دخترسن دار درارزوی شوهر میبینه!گفتم مامی جون حیف که دوری ازم... بهش گفتم بعد ماه صفر با شوهرم میام اصفهان یه دفعه ذوق مرگ شی میگه غلط کردی کیو زیر سر داری! گفتم تاالان که دنبال دوماد بودی چیشد پس خخ یه بیست دقیقه حرف زدیم ... گرسنمه غذا نداریم حالم ندارم که چیزی درست کنم فک کنم در شرف سرماخورد

برچسب: نویسنده: حمید هاشمی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 22:41

حالم خرابه،خیلی زیاد

متاسفانه امروز بر اثر بارندگی شدید درخرم اباد دو دانشجو غرق شدن که یکی فوت کرده ودیگری انگار وضعش وخیمه

من دختری که فوت کرد رو میشناختم بسیار دختر مومن وباخدایی بود خیلی ناراحتم خدا صبر به خانوادش بده انشاالله

اینجا بارندگی هاش خیلی وحشتناکه...

درضمن شهادت اقا امام حسن ع رو هم به شما عزیزان تسلیت میگم

ماه صفر هستش وصدقه بسیار بدید که رفع بلا بشه

درضمن برا شادی روح این دانشجوی عزیز هم یه صلواتی بفرستید

برچسب: ناراحتم خدا,ناراحتم ازت,ناراحتم کردی,ناراحتم از خودم,ناراحتم از چشم و ابرویت, نویسنده: حمید هاشمی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 22:41

دوستان عزیز لطفا کامنت که میزارید ادرس وبتون روهم بزارید

برچسب: توجه,توجه بالانجليزي,توجه النفس نحو العمل,توجه توجه,توجه به انگلیسی, نویسنده: حمید هاشمی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 22:41

کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم. برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد, آفتاب دیدگانم سرد می شد, آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد. وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم, وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم, شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی در کنارم قلب عاشق شعله می زد, در شرار آتش دردی نهانی. نغمه ی من ... همچو آواری نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دلهای خسته. پیش رویم : چهره تلخ زمستان جوانی پشت سر : آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه ام : منزلگه اندوه و درد وبد گمانی. کاش چون پاییز

برچسب: کاش میشد,کاش بودی,کاش چون پاییز بودم,کاش میدانستی,کاش میشد اما نمیشه,کاش بودی و میدیدی,کاش بمیرم,کاش میفهمیدی,کاش و کاشکی,کاش میمردم, نویسنده: حمید هاشمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 21:41

برچسب: حجاب,حجاب تركي,حجاب بن نحيت,حجابات,حجاب اجباری,حجاب كويتي,حجابات 2016,حجاب التوربان,حجاب به انگلیسی,حجابي, نویسنده: حمید هاشمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 21:40

صفحه بندی